در زیر تکه‌یی از یادداشت حنانه سلطانی بر "نیمه‌ی غایب" آمده است. متن کامل این یادداشت را در سایت 51na (این‌جا) بخوانید:

تراژدی پسرکشی

نیمه‌ی غایب با گذشته پیوند دارد. جدال شخصیت‌های رمان با گذشته، سنت‌ها و هویتشان تنها بخشی از این  پیوند است. مضمون داستان به یکی از مضامین تکرارشونده در اساطیر کهن، یعنی پسرکشی و پدرکشی، بازمی‌گردد و اگر ریشه‌ی افسانه‌ها و اسطوره‌ها را در گذشته‌ی ملت‌ها بدانیم، نیمه‌ی غایب با رفتن به سمت این تراژدی،  علاوه بر شکل‌دهی به رابطه‌ی شخصیت‌ها با گذشته‌ی خود و نسل‌های پیشین، رابطه‌ی متن با پیشینه‌ی خود و کهن‌الگوها را نیز حفظ می‌کند.

آدم‌های داستان نیمه‌ی غایب فرجام خوشی ندارند؛ چراکه در تراژدی اساساً فاجعه هسته‌ی داستان را شکل  می‌دهد، فاجعه‌ای که مرگ رنج‌بار قهرمان تراژدی را به‌دنبال دارد. تقدیر همیشه در تراژدی نقش اساسی را بر عهده می‌گیرد و در تراژدی پسرکشی یا پدرکشی پیش‌گویی محتومی تقدیر نافرجام قهرمان آن را رقم می‌زند. در چنین موقعیتی است که حتی کنش‌های عاطفی شخصیت‌های نیمه‌ی غایب نیز به سرانجامی تراژیک می‌رسد و  هرگز برسازنده‌ی یک رابطه‌ی نرمال نمی‌شوند. فارغ از این نگاه به تعریف اولیه‌ی تراژدی، نشانه‌های پیوند رمان با تراژدی فرزندکشی را از جهات مختلفی می‌توان دنبال کرد...{برای ادامه‌ی مطلب به سایت 51na رجوع کنید.}