اين انتخابات معنادارترين انتخابات ماست

این یادداشت امروز (۵شنبه ۲۸ اردی‌بهشت) در صفحه‌ی ادب‌وهنر روزنامه‌ی اعتماد، همراه تعداد زیادی یادداشت کوتاه دیگر،‌ منتشر شده است:

تفاوت معنادار ميانِ نامزدها هميشه دليلِ اصلي و موجه‌كننده من براي شركت در انتخابات بوده (طبعا بر اين مبنا كه تغيير سياسي پايدار و برگشت‌ناپذير را فقط با حركت‌هاي تدريجي و آرام و بدون خشونت امكان‌پذير مي‌دانسته‌ام)، و اكنون اين انتخابات همين حالا و در همين دورِ نخست معنادارترين، و به همين دليل قطبي‌ترين انتخاباتي است كه حتي در دو دهه اخير داشته‌ايم. شخصا خوشحال نيستم از اين دوقطبي‌ بودن و اين همه تفاوت ميان نامزدها. آرزوم اين است زماني برسد كه انتخابات بازي همه يا هيچ نباشد، كه اين همه تفاوت فرهنگي، سياسي، اقتصادي در نگرش و برنامه‌هاي نامزدهاي اصلي نباشد، كه اصلا فقط دو نامزد عمده نداشته باشيم و دست‌كم در دور نخست چهار يا پنج نامزد باشند كه قشرهاي مختلف را نمايندگي كنند. اين همه دوقطبي ‌شدن را به صلاح كشور نمي‌دانم و كاش حالا هم اين‌طور نبود. اما هست، به ‌هر جهت و به هر دليل، اكنون همين‌طور است. و اين دوقطبي‌بودن، نه فقط براي پيروزي يك نامزد، كه براي محكم‌ شدن موضع هر كدام و مجاب‌كردن قطعي هواداران طرف ديگر، به راي‌دهنده‌هاي هر چه بيشتري نياز دارد. راي بيشتر به معناي هم جدي‌گرفتن اين تفاوت ميان نامزدهاست و هم اينكه ايران امروز براي حركت به سمت جلو محتاج نظر و تاييد تعداد هر چه بيشتري از آرا است، تا قدم‌هايي كه برداشته مي‌شود، ‌محكم‌تر و با پشتوانه‌‌تر باشد. به همين دلايل است كه اميدوارم همه آنها كه نه فقط نگران فرهنگ و سياست و اقتصاد زند‌گي خودشان هستند، كه دغدغه چگونه‌ زيست‌مان در كنار هم و در اين جهان پرآشوب را دارند، در انتخابات شركت كنند. اعمال غلط هميشه كمتر پشيماني به دنبالِ خود داشته‌اند تا كارهايي كه بايد مي‌كرده‌ايم و نكرده‌ايم.

بیانیه‌ ۲۲۴ داستان‌نویس در حمایت از حسن روحانی

حدود ده روز پیش من و جمع زیادی از دوستان داستان‌نویس بیانیه‌یی را برای حمایت از ریاست‌جمهوری دوباره‌ی جناب آقای روحانی و نیز طرح مطالبات‌مان از دولت ایشان منتشر کردیم که روز پانزدهم اردیبهشت در چند خبرگزاری (از جمله ایلنا و خبرآنلاین و ایسنا) و روز بعد از آن در چند روزنامه (از جمله شرق و اعتماد) منعکس شد. با کامنت یکی از دوستان در پای یکی از مطالبم متوجه شدم، باوجود انتشار کثیر آن بیانیه، تعدادی از دوستان آن را ندیده‌اند و ممکن است بخواهند بدانند که من هم آیا موضعی در برابر این انتخابات دارم یا نه. برای تصریح و تأکید بر موضعی که هم‌راه دوستان داستان‌نویس دیگر گرفته‌ایم، بد ندیدم آن بیانیه را در این جا هم انتشار بدهم. قابل اشاره این‌که این بیانیه را ۲۲۴ داستان‌نویس (باحداقل یک کتاب داستان) امضا کردند:

به میان راه رسیده‌ایم و هنوز امیدواریم

اینک که به پایان کارِ دولتِ یازدهم به ریاست جناب آقای‌ حسن روحانی رسیده‌ایم و انتخابی دیگر در پیش است، ما داستان‌نویسانی که نام‌مان در ذیل این نامه آمده است، لازم می‌دانیم برآوردمان را از چهار سال ریاست‌جمهوری ایشان به دست‌ دهیم، تا مگر پرتویی افکنده باشیم بر راهِ‌ طی شده و بخش مهمی از آن‌چه بر کار نوشتن و نشر و احیاناً‌ آن‌چه بر فرهنگ‌مان گذشت در این چهار سال، و نیز دشواری‌هایی که برای طی مسیرِ آینده هم‌چنان با آن‌ها رودرروییم.

در اوایل سال ۹۲، که جناب روحانی دولت یازدهم را به دست گرفتند، نویسند‌گان ازجمله قشرهایی بودند که خسته و فرسوده از همه‌ی مصائبی که در هشت سال پیش از آن بر سرِ خودشان و کتاب‌هاشان و نیز بر همه‌ی جوانبِ‌ فرهنگی/اقتصادی کشورشان آمده بود،‌ با امید به سرِ کار آمدن دولتی فرهنگی، کارآمد، و همه‌جانبه‌نگر اغلب‌شان به پیشباز این دولت رفتند و نه فقط با رأی‌دادن، که بسیاری‌شان حتا با نوشتن و گفتن و هر آن‌چه که می‌توانستند، با ایشان همراه و هم‌دل شدند؛ به‌خصوص که جناب آقای روحانی وعده‌ی گشایش‌های بسیار در عرصه‌ی فرهنگ می‌داد و زبانش در این عرصه از جنس فرهنگ بود. انصاف هم باید داد که در این چهار سال هم (چه در زمان وزارت آقای جنتی و چه اکنون در زمان وزارت آقای صالحی امیری)، بسیاری از کتاب‌هایی که پیش از آن با مانع سانسور مواجه بودند، مجوز گرفتند و فرصت‌های بیش‌تری برای اهل فرهنگ و هنر در همه‌ی عرصه‌های مربوط فراهم گشت؛ نشانه‌هایش هم نشر بیشتر کتاب‌ها و فروش کلی بیش‌تر آن‌ها بود، چنان که در حوزه‌های دیگر فرهنگی مربوط به وزارت ارشاد هم چنین بود. به گمان ما اما این فقط به فعلیت درآوردن بخش متوقف‌مانده‌ی فرهنگ‌ و به‌خصوص عرصه‌ی نشرمان بود،‌ و نه عمل به وعده‌ی رییس‌جمهور محترم برای رفتار مشابه با مطبوعات در حوزه‌ی کتاب،‌ و مهم‌تر از آن اعتماد به اهل فرهنگ و سپردن مسئولیت‌های مربوط به نشر و ترویجِ کارهاشان به خودشان. گرچه تساهل مسئولان فرهنگی دولتِ یازدهم توانست چراغِ روبه‌خاموشی فرهنگ را روشن نگه دارد و امید به کار فرهنگی به‌دور از منع و مانع‌های دولتی و نظارتی را در دل اهل فرهنگ زنده کند، اما متأسفانه هنوز هم سایه‌ی این نظارت‌ها و رهنمود دادن‌ها و منع‌ها به‌کلی از سر فرهنگ و به‌خصوص ادبیات‌مان برداشته نشده و هنوز هم بخشِ زیادی از بودجه‌ی ملی و فرهنگی‌مان صرف مانع‌تراشیدن و سانسور کتاب‌ها و تولیدات فرهنگی‌مان می‌شود. پایین‌ماندن شمارگان کتاب‌ها،‌ به‌خصوص کتاب‌های تألیفی، زنگ‌خطرِ افول تولید ادبی و پژوهشی را در سال‌های آتی به صدا درآورده است و هنوز نوشتن و ترجمه‌کردن و نشر کاری مخاطره‌‌آمیز است و نه نوعی راه‌ورسم برای زند‌گی و تلاش برای اعتلای فرهنگی کشور.

ما داستان‌نویسان با اعلام وضعیت نامطلوب نشر و کتاب‌خوانی و تولید فرهنگی در کشور و مغفول‌ماندن بسیاری از فرصت‌ها و ظرفیت‌های ملی‌مان، به‌خصوص با داشتن استعدادهای جوانِ بسیار، برای جناب آقای روحانی آرزوی موفقیت می‌کنیم و ضمن قدردانی، گشایش‌های نسبی نشر در دولت ایشان را فقط شروع دوران تازه می‌دانیم و امیدواریم با انتخاب دوباره‌ی ایشان و ادامه‌ی جدی‌تر این مسیر شاهد تحقق مواردی باشیم که در زیر برمی‌شماریم:

۱ـ چنان که وعده‌ی رییس‌جمهور محترم در سال ۹۲ بوده، نشر کتاب هم هم‌چون نشر مطبوعات، محتاج مجوزِ پیش از چاپ و نشر نباشد. این کار حتماً در جهت تحقق منشور شهروندی ارائه‌شده از طرف رییس‌جمهور محترم خواهد بود که به‌خصوص در مواد ۲۶ و ۲۷ آن حق آزادی اندیشه و آزادی بیان، در چهارچوب قانون، به صراحت تضمین شده است.

۲ـ پیوستن به معاهده‌ی جهانی معروف به کپی‌رایت برای کمک به نظام‌مندشدن نشر و حمایت از ارتباطِ درست‌تر نشر ایران با جهان.

۳ـ گذاشتن واحدهای درسی مختصِ کتاب‌خوانی و به‌خصوص ادبیات‌خوانی در مدارس و دانش‌گاه‌ها، و ترغیب دانش‌آموزان و دانش‌جویان به تحقیق در میان کتاب‌ها به جای سوق‌دادن‌شان به حفظ‌کردن متون برای کسب نمره‌های بالاتر.

۴ـ توجه ویژه به نویسندگانی که سال‌ها برای ادبیات و فرهنگ کشورمان قلم زده‌اند، با انتشار بی‌قیدوشرط کتاب‌هاشان و نیز برقراری حقوق معنوی و مادی برای ایشان (از جمله باید به منع انتشار سه کتاب آقای دولت‌آبادی در حال حاضر اشاره کرد،به سلیقه و نظر کسانی با عمری احتمالاً کم‌تر از نیمِ سال‌هایی که ایشان در این کشور و برای فرهنگش قلم ‌زده‌اند).

۵ـ احداث کتاب‌خانه‌های متعدد و متناسب با شأن فرهنگی و جمعیت حال‌حاضر کشور، تا مبادا کسانی به دلیل کمبودهای مالی از خواندن (که روشنای زندگی و دلیل و طریق درست زیستن است)، محروم مانده باشند.

۶ـ برداشتن موانع برگزاری جوایزِ خصوصی و مراسم و جلسات و مانند این‌ها، و در عوض دراختیار گذاشتن امکاناتِ عمومیِ در اختیار دولت به بخش خصوصی برای انجام این امور.

۷ـ و آخر و در یک کلام،‌ اعتماد به اهل فرهنگ و یار و همراه‌شان شدن و ساختن بستر برای فعالیت‌هاشان، به جای راهنما و بزرگ‌تر و ناظرشان شدن.

با آرزوی توفیق و انتخاب دوباره برای رییس‌جمهورِ محترم، جناب آقای حسن روحانی.

اسامی امضاکنندگان:‌

عصمت آتش‌بار، داوود آتش‌بیک، داوود آجرلو، قباد آذرآئین، بهنوش آزادی، صدیف آقاپور، علیرضا آقایی‌راد، پونه ابدالی، سپیده ابرآویز، احمد ابوالفتحی، شهره احدیت، افسانه احمدی، علیرضا احمدی، فرشته احمدی، احمد اخوت، کیوان ارزاقی، شیوا ارسطویی، بهاره ارشدریاحی، مهدی اسدزاده، نسرین اسدی، منیژه اسلامی، پیمان اسماعیلی، نیلوفر اسماعیلی، رفیع افتخار، سیدوحید افتخارزاده، مهدی افروزمنش، مهدی افشارنیک، آتوسا افشین‌نوید، ابراهیم اکبری دیزگاه، مژده الفت، شهریار الوندی، میترا الیاتی، آرمان امیری، افسون امینی، رضیه انصاری، معصومه انصاریان، مصطفی انصافی، طوبا اورنگ، بهزاد باباخانی، حمید بابایی، مهناز باقری، مسعود بربر، شبنم بزرگی، سیداحمد بطحایی، آذردخت بهرامی، الناز بهنام، شاپور بهیان، بابک بیات، مریم بیرنگ، زهرا بیگدلی، امیر پروسنان، محمد پروین، احمد پورامینی، ناهید پورزرین، مجتبی پورمحسن، شیوا پورنگ، احمد پوری، جواد پویان، ترانه صادقیان، هادی تقی‌زاده، تکتم توسلی، نسیم توسلی، نازلی جمال‌پناه، حسین جندقیان بیدگلی، فلامک جنیدی، نازنین جودت، فریده چوبچیان، علی حاتم، محمداسماعیل حاجی‌علیان، حامد حبیبی، مریم حبیبی، احمد حسن‌زاده، جابر حسین‌زاده، محمد حسینی، وحید حسینی ایرانی، مریم حسینیان، فرید حسینیان تهرانی، امین حسینیون، مژگان حضرتیان‌فام، دانیال حقیقی، محسن حکیم‌معانی، زهره حکیمی، علی‌اکبر حیدری، نیکو خاکپور، فرهاد خاکیان دهکردی، کیهان خانجانی، امیر خداوردی، فریده خرمی، ابوتراب خسروی، سولماز خواجه‌وند، امیرحسین خورشیدفر، حافظ خیاوی، جمیله دارالشفایی، آیت دولتشاه، غلامحسین دهقان، علی‌اصغر راشدان، جواد راهنما، مهدی ربی، روناک ربیعی، مه‌کامه رحیم‌زاده، بهناز رضایی، داود رضایی، سارا رفیعی‌پور، سید‌میثم رمضانی، رضا رئیسی، مهدی زارع، آتوسا زرنگار شیرازی، محمدرضا زمانی، محمدرضا سالاری، سحر سخایی، بلقیس سلیمانی، سمیه سمساریلر، سید‌نوید سید‌علی‌اکبر، امیرحسین شربیانی، خدیجه شریعتی، نوشین شعبانی، زهرا شعفی، سعیده شفیعی، مجید شفیعی، قاسم شکری، شهلا شهابیان، محمدحسن شهسواری، شهرام شهیدی، یگانه شیخ‌الاسلامی، ندا شیروی، آرش صادق‌بیگی، لیلا صادقی، مرضیه صادقی، علی صالحی، مهرداد صدقی، محمد طلوعی، میلاد ظریف، ساسان م. ک. عاصی، حسین عباس‌زاده، امیر عباسیان، مریم عباسیان، زهرا عبدی، عباس عبدی، مرتضی عبدی، امیر عربلو، محمد عزیزی، فرحناز علیزاده، مصطفی علیزاده، تبسم غبیشی، علیرضا غلامی، ایرج فاضل بخششی، فاطیما فاطری، علی فاطمی، بهرام فرامهر، محسن فرجی، نازنین فروغی، شهناز فریور، گلپر فصاحت، امین فقیری، رضا فکری، الهام فلاح، پوریا فلاح، مرجان فولادوند، کاوه فولادی‌نسب، لیلا قاسمی، علی قانع، فاطمه قدرتی، نسرین قربانی، زهره قلزم، ناصر قلمکاری، عادل قلی‌پور، ثریا قنبری عدیوی، سمیه کاظمی حسنوند، ضحی کاظمی، مهران کاظمی، امیرحسین کامیار، فریده کثیری، علی‌اکبر کرمانی‌نژاد، علی کرمی، تیما کریمی، محمد کشاورز، مهدی کفاش، مرضیه کهرانی، ناهید کهنه‌چیان، سیاوش گلشیری، طیبه گوهری، پریسا لاجوردی، حدیث لرزغلامی، مهشاد لسانی، حسن لطفی، نصرت ماسوری، جواد ماه‌زاده، لیلی مجیدی، حمید محمدحسینی، مهناز محمدخانلو، کامران محمدی، علیرضا محمودی ایرانمهر، حسن محمودی، مائده مرتضوی، صادقی مرجان، بهاءالدین مرشدی، نسیم مرعشی، مجید مصطفوی، سروش مظفرمقدم، آریا معصومی، انسیه ملکان، مسعود ملک‌یاری، مریم منوچهری، مجتبی موسوی کیادهی، اعظم مهدوی، معصومه میرابوطالبی، جمال میرصادقی، شرمین نادری، ناصر نخزری مقدم، طلا نژادحسن، رضا نظری ایلخانی، شهریار نظری، فرشته نوبخت، لادن نیکنام، رضوان نیلی‌پور، احمد هاشمی، نسترن هاشمی، محسن هجری، امیرحسین یزدانبد، پیام یزدانجو، مهدی یزدانی‌خرم، منصور یوسفی‌کیا.

درباره‌ی نمایشگاه کتاب

گفت‌وگوی کوتاهی درباره‌ی نمایشگاه کتاب امسال با صفحه‌ی ادب‌وهنر روزنامه‌ی اعتماد کرده‌ام که در زیر می‌توانید بخوانیدش:

نفس كشيدن در فضاي كتاب و كتابخواني خوب است
 

گروه فرهنگ و هنر| حسين سناپور با نگارش آثاري همچون «نيمه غايب»، «دود»، «خانه‌ اين تابستان»، «ده جستار داستان‌نويسي»، «شمايل تاريك كاخ‌ها»، «يك شيوه براي رمان‌نويسي» و «آداب خداحافظي»، «سپيدتر از استخوان»، مجموعه شعر «مهلكه»، «جادوهاي داستان»، «ويران مي‌آيي»، از نويسندگان پركاري است كه هم در رمان نويسي دست به قلم دارد و هم مجموعه داستان و حتي مجموعه شعر. امسال رمان «نيمه غايب» او كه مشهورترين اثر اين نويسنده است، به چاپ هيجدهم رسيد و اين رمان از سوي نشر «چشمه» عرضه شده است. همزمان با سي‌امين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران گپ وگفتي كوتاه با اين نويسنده داريم كه در ادامه مي‌خوانيد:

 به اعتقاد شما نمايشگاه كتاب چقدر مي‌تواند براي نويسندگان ما ويتريني براي معرفي آثارشان باشد؟

اين چيزي نيست كه بشود ازش برآورد درستي داشت. به نظرم نمايشگاه كتاب ويترين نويسند‌گان يا اصلا نيست، يا بسيار كم است. اما ويترين نسبتا‌ خوبي براي ناشران است.

آيا نمايشگاه كتاب تهران انتظارات شما را به عنوان يك نويسنده فعال برآورده مي‌كند؟

انتظار من بيش از كتاب‌فروختن است از نمايشگاه. انتظارم امكان ايجاد رابطه رودرروي نويسند‌گان است با مخاطبان و نويسند‌گان با ناشران، حتي ناشران خارجي و طرح مسائل نشر و كتابخواني و مانند اينها.

خب اين انتظارها در نمايشگاه كتاب فعلي ما چقدر برآورده مي‌شود؟

تا جايي كه مي‌دانم اين اتفاق‌ها كمتر در نمايشگاه مي‌افتد.

به اعتقاد شما چند درصد بازديدكنندگان از نمايشگاه كتاب، مخاطبان واقعي كتاب هستند؟

نمي‌دانم منظور از مخاطب واقعي كتاب چيست، اما شخصا خوشحال مي‌شوم كه قشرها و انواع آدم‌ها به نمايشگاه بروند. اتفاقا خوب است كساني كه به طور معمول كتاب نمي‌خوانند هم به نمايشگاه بروند و به هر طريق انگيزه كتاب‌خواندن پيدا كنند. نفس‌كشيدن در فضاي كتاب و كتابخواني در هرصورت خوب است.

برگزاركنندگان نمايشگاه كتاب اعلام كرده‌اند تصميم دارند جنبه نمايشگاهي و تخصصي كتاب را در مقايسه با جنبه فروشگاهي آن پررنگ‌تر كنند. با وضعيت فعلي ما چقدر چنين امكاني وجود دارد؟

خبر خوبي است كه برگزاركنند‌گان بخواهند جنبه نمايشگاهي آن را تقويت كنند. چون ظاهرا بايد غرض از نمايشگاه كتاب هم همين باشد. اما اينكه در حال حاضر اين جنبه چه وضعي دارد، حتما جوابش اين است كه وضع خوبي ندارد كه خودشان هم به‌ فكر افتاده‌اند كه آن را تقويت كنند.

در ادامه پرسش قبلي در حال حاضر برنامه‌هاي جنبي نمايشگاه چقدر براي مخاطبان جذابيت دارد و آيا خود شما در بعضي از اين برنامه‌ها شركت مي‌كنيد؟

من در اين برنامه‌ها شركت نكرده‌ام، اما شركت‌كردن و نكردن شخص من هم مهم نيست، چون قضيه شخصي و مربوط به يك يا چند نفر نيست.

و پرسش آخر اگر قرار باشد نمايشگاه كتاب تهران با همين سبك و سياق كار خود را ادامه دهد، ديدگاه شما براي ادامه برگزاري آن چيست؟

به نظرم اگر مسوولان و ناشران و هر كس ديگري به هر دليلي علاقه‌مندند كه اين نمايشگاه را كم‌وبيش به همين شكل ادامه بدهند و دليلي براي عوض‌كردن كليت آن ندارند، حتما دلايل خوبي براي اين كار دارند، اما بهتر است فكر ديگري بكنند و يك نمايشگاه كتاب هم راه‌اندازي كنند كه صرفا جنبه نمايشگاهي داشته باشد. در اين صورت انتظارات از اين نمايشگاه فعلي هم معقول و بجا خواهد بود. وضع فعلي به‌خاطر تداخل دو شكل متفاوت و حتي متضاد به وجود آمده و راهش جدا كردن اين دو كاركرد است با راه‌اندازي يك نمايشگاه از نوعي ديگر.

یادداشت حنانه سلطانی بر "نیمه‌ی غایب"

در زیر تکه‌یی از یادداشت حنانه سلطانی بر "نیمه‌ی غایب" آمده است. متن کامل این یادداشت را در سایت 51na (این‌جا) بخوانید:

تراژدی پسرکشی

نیمه‌ی غایب با گذشته پیوند دارد. جدال شخصیت‌های رمان با گذشته، سنت‌ها و هویتشان تنها بخشی از این  پیوند است. مضمون داستان به یکی از مضامین تکرارشونده در اساطیر کهن، یعنی پسرکشی و پدرکشی، بازمی‌گردد و اگر ریشه‌ی افسانه‌ها و اسطوره‌ها را در گذشته‌ی ملت‌ها بدانیم، نیمه‌ی غایب با رفتن به سمت این تراژدی،  علاوه بر شکل‌دهی به رابطه‌ی شخصیت‌ها با گذشته‌ی خود و نسل‌های پیشین، رابطه‌ی متن با پیشینه‌ی خود و کهن‌الگوها را نیز حفظ می‌کند.

آدم‌های داستان نیمه‌ی غایب فرجام خوشی ندارند؛ چراکه در تراژدی اساساً فاجعه هسته‌ی داستان را شکل  می‌دهد، فاجعه‌ای که مرگ رنج‌بار قهرمان تراژدی را به‌دنبال دارد. تقدیر همیشه در تراژدی نقش اساسی را بر عهده می‌گیرد و در تراژدی پسرکشی یا پدرکشی پیش‌گویی محتومی تقدیر نافرجام قهرمان آن را رقم می‌زند. در چنین موقعیتی است که حتی کنش‌های عاطفی شخصیت‌های نیمه‌ی غایب نیز به سرانجامی تراژیک می‌رسد و  هرگز برسازنده‌ی یک رابطه‌ی نرمال نمی‌شوند. فارغ از این نگاه به تعریف اولیه‌ی تراژدی، نشانه‌های پیوند رمان با تراژدی فرزندکشی را از جهات مختلفی می‌توان دنبال کرد...{برای ادامه‌ی مطلب به سایت 51na رجوع کنید.}